شراب چله در پیاله ی مهر ناصری

ماه نبود. شب در جانپوش ظلمانی به سپیدی آویخته بود.خدا بی اندوه   خدا وند شادی    سپیده ی در راه . 

یلدا به جبین سه مرد شرقی درخشید   راه جستند و به ناصره رسیدند. حالا شرق به غرب در پیچیده بود  و  رسول مهر در شب تقدیر مهر پرستان زاده شده بود.

 عیسا یعنی وقتی دلت می گیرد به مهربانی ی بی سبب بیندیشی عزیز...

/ 5 نظر / 15 بازدید
شبنمکده

دل آکنده ز آهي دارم در طلب چشم سياهي دارم تو مرا چشم چران مي بيني من چپ بين چه گناهي دارم [گل]

مزدک موسوی

سلام عزیز به رسم میترا ،در نوشته هایت آیین و باستان اهورایی با مهر چنان پیوندی می یابد که هیچ چاره ای جز اعجاز تولد مسیح ،‌باقی نمی ماند. مسیح زایش اندیشه های توست برادر برفراز بمانی

امیر محمد

سلام زیبا بود. من به مهربانی می اندیشم، اما نه بی سبب! چراکه به قولی: مهربانی صفت بارز عشاق خداست ...

مهدی عظیمی پور

سلام[گل] امروز یک اسمس بهم رسید که می‌گفت برای نابودی اسرائیل و آزادی غزه همه سوره حشر می‌خوانیم. این سوره هنگام مبارزه اسلام و یهود نازل شده. شما هم می‌خوانید؟[گل][ناراحت]

فواد گودرزی

سلام استاد شعر زیبایی بود . نشنیده بودم . من تفاوت مسیح و محمد را نمی فهمم . کاش کسی برایم می گفت . راستی با یک ترانه به روزم . . . . می گن هوا بارونیه اما نمی خواد بباره