چمن ارای نياز

حکایت سفر قورقان تپه را نوشتم.سفر لاله ها و تپه ها. پرنده ها و زندگی. بعد ناگهان همه بر باد رفت.از کامپیوتر پاک شد.گفتم هیچ گپ نیست.بعد تر دوباره مینویسمش.

عجب.از سوختن سخن در میان آمد.از عشق.از شنگی و رهایی.و بعد :

عمریست تجدد چمن آرای نیاز است         افسانه بی پا و سر عشق دراز است

حضرت بیدل علیه الرحمه چنین گفت.

/ 3 نظر / 14 بازدید
هاشم

سلام مسعود جان سلامتی مهم اين است که نقش تو از دل نرود چی چی تپه مهم نيست.

محمد رضا احمدی

سلام آقا مسعود اول ميلتو چک کن بعد اينکه کل مطالبتو با دقت خوندم خودت بودی اشتباه نگرفتم ببينيمتون قربان شاد باشيد و بدرود

محمد رضا احمدی

سلام دوباره آقا کی جواب نامه ی ما رو ميدی؟ ضمنا اون مطلبی رو که پاک شده اگه بنويسی بهره ميبريم به شادی