كتاب يا بهانه هويت؟

 ديروز مراسم رونمايي كتاب تاجيكان در مسير تاريخ گردآوري میرزا شكورزاده در محل اتفاق نويسندگان واقع در خيابان اسماعيل ساماني برگزار گرديد.همه سخن گفتند.وخود میرزا شكورزاده.ولي انچه از اهميت بالايي برخوردار بود حكايت تعريف و تمجيد هاي بزرگان ايران منجمله اقاي شعردوست از خودشان بود.هيچكس خدمات او را منكر نيست اماماجرا كردن وچه وچه قصه اي ديگر است

مردم تاجيكستان شايسته كارهاي بزرگتري هستند اما افسوس كه نقش ما ايرانيان در اين سرزمين به همين قصه هاكاستي گرفته است.من شاهد نيازها و مطالبات اهل ادب و انديشه اين سرزمينم و بايد حسرت بخورم كه هيچ كاري نمي شود كرد.در دانشگاهها و مراكز علمي بايد از امروز حضور فعال ترك ها و روس ها را ديد و دل به كار هاي كم مقدار نهاد ها ي ايراني دل خوش كرد.اين كتاب تصويري از تشنه كامي را به ذهن متبادر ميكرد.چنانكه ولي صمد وقتي از حسرت هايش گفت به خود لرزيدم

.اين مراسم رونمايي يك كتاب نبود مراسم شرمساري اهل سياست بود كه يك كتاب را به يك نماد هويت يابي تبديل كرده بود.من مي هراسم كه وجدان شما آزرده شود و كر نه انچه ولي صمد گفت را مي نوشتم.

/ 3 نظر / 15 بازدید
هاشم

سلام مسعود عزيز.کاش می توانستی گفته های صمد را بنويسی .اما يک سوال مسعود :در شرايطی که ما هنوز نتوانسته ايم زبان مردم خود را بيابيم و دوره گذار ادبی با چنين کندی سپری می شود چگونه می توانيم چيزی برای عرضه داشته باشيم در ظرفی که ديگر جهانی است نه بومی.

مسافر

هاشم گل و عزيز می نويسم اما چند روز بعد.به حرف هايت هم مختصري نقد دارم که خواهم نوشت. قربانت رفيق

ذاکر

چه خوب که دوباره بلاگتان را راه انداخته‌ايد. فرصت نيکو گفتن و نيکو شنيدن سخت غنيمت است. کاش حرف‌های صمد را بنويسيد.