بداهه نوازی‌ی کوهستان‌ها

 

1

 پرنده می‌بازی

شاخه‌ها می لرزند بهار از راه رسیده را

باد می‌لغزد

موهایت کمی کوتاه است و شکوفه‌ها کمی کودک

سیب‌هابه قامت بستان‌ها

آویخته  چلچراغ شبستان در خاموشی .

 

کلمه‌ها کم می‌آورند

همیشه روز‌های بهار   اسم کوچک گل‌هایند

و شعر‌ها

خمیازه‌ای که لای لبانت گیج می‌شوند    بتابند یا نه !

 

2

 

مرگ به بوی خودش زندگی می‌کند

زندگی به بوی دو چشمانی که   ماه را لای ورق‌های تماشا می رقصاند

و پیش پای تو می‌اندازد.

 

دنیا به رازی کوچک مدهوش می‌شود

دنیا به خردی آوازی دیوانه می‌کند

درازای کوچه‌ی رفتار آدمی را

مگر که دوست بداری.

 

به بوی تو می‌میرم     تمام زندگی را.

 

3

 

ما به میراث مشترک آدمیان زیسته‌ایم زمستان‌ها را

آتشی از ما روشن بود

به قرار مشترکی بیدار مانده‌ایم

شب‌های بی‌قراری‌ی غنچه‌های اناری را

شاید به دانه‌های قرمز رخشانی برسند

ما به یاد مشترکی مسافر کوهستان ‌ها بودیم

بی آنکه کسی کلمه‌ای به زبان آورد.

 

ما به غربت انسان واقف بودیم

و اینکه عشق مادر خاموشی‌ست.

 

4

 

بگذارید پنجره‌ها باز بمانند

برای کبوتر‌ها وقت زیادی داریم

اگر چه عقربه‌ها کاهل نمی‌گذرند

و نقطه‌ی پایان برای مردم ما پیوسته ا‌ست.

 

بگذار بوی علف‌ها خیابان‌ها را تسخیر کند

تگرگ‌ها درختان را عریان کنند

زن لباس حریرش را بکند از تن

لخت بریزد پیراهن   در گلچه‌های حاشیه‌ی ایره‌پورت(1).

 

خواب زمین کوتاه است نازنین

بیدار می‌شوی که ناگهان تمام ورق‌ها را باد برده‌است.

و در کتاب خدا

جز چند حرف سنگی   که نام کسی بر آن سنگینی می‌کند.

                                خجند. در حاشیه‌ی سیردریا. هشتم اپریل   

............................................

 

 1.ایره‌پورت : فرودگاه در زبان روسی

/ 7 نظر / 8 بازدید
رضا

سلام مسعودجان سایت جدید gozarnews.net جای obur.ir که فیلترشد

عليرضا ميري

سلام مسعود جان.ضمن شاباش نوروز رحلت اخوي بزرگوارتان را تسليت ميگويم.عمرتان دراز باد .

ز- غ

به قدر دنیا دل بی قابل من برای شما استاد عزیز تنگ شده امیدوارم تونسته باشید بهره کافی از این سفر برده باشید و با کوله باری از حرفهای مثل همیشه خوبتون اومده باشید به هر حال این زندگیه که صحنه یکتای هنر مندی ماست استاد هنر مند خیلی ارادتمندیم

فواد گودرزی

سلام خوب و لذت بخش . به آرامی و مهربانی از ذهن خستۀ ما آدمهای این روزگار عبور می کنند . همین ویژگی شعرهای توست . آقای همیشه ناگهان . . . . مرگ زن در قطار 57 نگاهی به رمان قطار 57 نوشتۀ رضا رئیسی . . .

شروين شاه‌وزي‌پور

دوست من سلام پيام‌رسان برگزاري يك جشنواره‌ي خاص هستم براي شما؛ نخستين جشنواره‌ي استاني بومي‌سروده‌ها اين جشنواره‌ي خاص كه براي نخستين بار هم هست كه صورت انجام به خود گرفته ، فقط و فقط به شعرهاي سروده شده به سيستاني و بلوچي خواهد پرداخت و نياز به توضيح نيست كه فارق از هر مسئله يا ديدگاه جنبي به حمايت و پشتيباني و هم‌كاري شما احتياج دارد. توضيحات كامل‌تر را هم مي‌توانيد در وبلاگ جشنواره به نشاني:boomi-sorood.blogfa.com ببينيد و آثارتان را هم به ‌Email جشنواره به‌ نشاني:boomisorood@yahoo.com بفرستيد. منتظر شما هستيم.

شیما

با این که اشعارتون از حد درک من خارجه اما باز هم از خوندن اونها وگاهی نفهمیدنشون باکی ندارم کارهای روزمره مجال از بابام گرفته پس امیدوارم دوباره ببینمتون تا تمام شعراتونو برام تفسیر کنید