و هیچ چیز نبود

 و هیچ کس

  که تو را در ضیافت لب ها برخیزد

آهنگ های کوهان کم نیست

لبخندها و صنوبرها هرس شده اند

نه بوی آهو

نه وسوسه ی آغوش

فقط کمی بهانه روی لبت می آید

که ساعت گل را می گرداند

و عقربه ی کوچک

بهانه ی دیگر را

به دیدار صداها می برند

هنوز هم برای درختان کتاب مقدس می خوانی؟

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موسی شيرزايی

سلام گلم مسعود ناراحت شدم خيلی -من هم پدرم سکته کرده-پدر زنم من هم . اميد شفا دارم برای کسی که عين مادرم دوسش دارم ...............بدرود

هاشم

زيبا بود دوست من .اندوه ات زيباست و دلم برای درد دل با تو تنگ شده است. اميد وارم مادر به زودی بهبود يابد.می بوسمت دوست من

علی اکبر رشیدی

سلام دوست عزیز اشعار بسیار زیبایتان را خواندم و لذت بردم ... خوشحال میشم سر بزنید همواره سبز باشید...

زهرا داوری

سلام. سال نو مبارک. بسيار زيبا بود.

محمد حسابی

مسعود جان سلام.سال نو مبارک.به نظر ميآيد که مادر گرامی دچار کسالت شده است.از صميم قلب آرزوی سلامتی ايشان را دارم. به اميد ديدار

م.شيرزايی

سلام مسعود گلم حال مادر چطوره نگران شم خانواده را سلام برسون عزيزم من فيلتر شدم ادرسمو لطفا اصلاح کن تورا من چشم در راهم

The Unforgiven

با سلام و احترام خدمت جناب آقای ميری من يکی از تازه ترين خواننده های وبلاگتون هستم...به شما به خاطر داشتن چنین وبلاگ وزين و پرمغزی تبريک ميگم... از شعرهاتون لذت بردم...تلخی دلچسبی دارن...منتظر شعرهای بعدیتون هستم

پيام سيستاني

مسعود عزيزم شادکامی ات را از بن جان آرزو مندم . راستی پرسان حال مادر هستم . با احترام باز هم به خواندن غزلی ناچيز دعوتت می کنم . ارادتمند شما : پيام سيستانی