به غایت مهر، در هوای مهربانی

استاد عبدالحمید صمد را ایرانیان با کتاب بعد ازسر  پدر’’ می شناسند.او اکنون معاون اول اتفاق نویسندگان تاجیکستان است.نثر زیبا ی او که در هوای کهن بودگی و نو باده گی فرهنگ و ادب پارسی تاجیکی، سخت دلپذیر وخوشایند طبع ماست،وقتی با لطف مهمان دوستی اش یکجا جمع می شود،دل از مهر پر میگردد ودر هوای مهر خون کلمه و کلمه خون می شود در رگهای ما.

 

به زیب و خوشایند انگاه که صمد کسی را به خانه دعوت کرده باشد که بر بسیاری از اهل شعر وادب حق حرمت بینی دارد.آری همراه با علی آقای طهماسبی ساعتی را بر سفره تاجیکی او نشستیم وهیمه سخن شعله گرفت .

از هدایت وبوف کور تا جوانترها،از نویسندگانی که از زیر شنل گوگول در آمده اند تا تا جیکانی که ازآستین مومن قناعت بیرون امده اند. به او خبر دادم که گفتگوی او با هاشم باروتی به زودی در روزنامه های ایران چاپ و نشر می شود.عشق عمیق به ادب پارسی به ویژه داستان نویسی نسل دولت ابادی وهوشنگ گلشیری ،او را اشنای به داستان و شعر ایرانی  ساخته است. عبد الحمید صمد بر مجموعه قصه های کوتاه من به نام "نویسنده و ماه" که به زبان فارسی ولی به خط سیریلیک در تاجیکستان منتشر خواهد شد،مقدمه ای کوتاه اما پر از لطف و دقیق نگاشته اند که مایه بسی مباهات من است.

اما امروز(15ابان 85) دو پیر دیر سخن گفتند و من نیوشیدم.اکنون بیش از هر زمان وزمانه ای این دو شاخه از پیکر یگانه پارسی(ایران و تاجیکستان)به همسخنی با همدیگر محتاجند واین دو سیما یاد همان نیاز است.